تبلیغات
یك همراه - زمانی که شوهرم درخانه خواب بود من دوست پسرم را به خانه آوردم +عکس
تبلیغات اینترنتی

زمانی که شوهرم درخانه خواب بود من دوست پسرم را به خانه آوردم +عکس

چهارشنبه 20 مرداد 1395 06:26 ق.ظ

نویسنده :


رازی که در رودخانه کن برملا شد؛


زن 18 ساله در توطئه خونین به همراه دوست پسر سابقش شوهر 24 ساله را کشته و جسد را در رودخانه کن انداخته بودند.
متهم زمانی که شوهرم درخانه خواب بود من دوست پسرم را به خانه آوردم +عکس
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0%

به گزارش سرویس حوادث "جام نیوز"، این زن از 13 سالگی با مقتول ازدواج کرده بود، و پس از گذشت 6 ماه به قتل شوهرش و رابطه شیطانی با دوست پسر سابقش اعتراف کرد.


ساعت 5 عصر 12 دی ماه سال گذشته مورخ از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 ، یک فقره کشف جسد در مسیر رودخانه کن واقع در روستای جهان آباد به کلانتری 170 کهریزک اعلام شد .


با حضور مأمورین کلانتری در محل و تأیید خبر ، موضوع جهت بررسی های تخصصی به تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد .

 با حضور کارآگاهان اداره دهم و تیم تشخیص هویت در محل ، بررسی های اولیه بر روی جسد انجام و با توجه به دلایل و شواهد بدست آمده ( وجود آثار شکستگی بر روی سر متوفی ) وقوع جنایت محرز گردید که بلافاصله هماهنگی لازم با مقام قضایی دادگاه بخش کهریزک انجام شد .


با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمـد" و به دستور رئیس شعبه 103 دادگاه عمومی بخش کهریزک ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .


در اولین مرحله از تحقیقات ، کارآگاهان اداره دهم با بررسی پرونده های فقدانی موفق به شناسایی هویت متوفی بنام "مرتضی . و" ( 24 ساله ) شدند که بنا بر طرح شکایت اعضای خانواده اش ، 11 دی ماه از خانه خارج شده و دیگر به خانه بازنگشته است.


با شناسایی خانواده مقتول در شهرستان اسلامشهر ، همسر مقتول با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان عنوان داشت : "همسرم دارای مغازه فروش کفش و کتانی در منطقه عبدل آباد است ؛ ساعت 8 صبح روز جمعه طبق روال هر روز ، برای رفتن به مغازه از خانه خارج شد و پس از آن دیگر به خانه برنگشت و متاسفانه گوشی تلفن همراهش نیز خاموش شد " .


ازدواج سنتی در 13 سالگی
در همان مراحل اولیه ی تحقیقات ، کارآگاهان اداره دهم اطمینان پیدا کردند که انگیزه وقوع جنایت نمی توانسته "انجام سرقت" و یا "اختلافات مالی و درگیری فرد یا افرادی با مقتول"بوده باشد ؛ لذا در ادامه رسیدگی به پرونده ، تحقیقات روی اعضای خانواده ی مقتول آغاز و کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مقتول و همسرش بنام لیلا ( 18 ساله ) در یک ازدواج کاملا سنتی و البته بدون لحاظ شدن رضایت آنها و صرفا بواسطه نشانه گذاری طرفین در دوران طفولیت، 5 سال پیش با یکدیگر ازدواج کرده و طی این مدت نیز درگیری های متوالی با یکدیگر داشته اند؛ همچنین در ادامه مشخص شد که همسر متوفی ( لیلا )، پیش از ازدواجش دارای خواستگار دیگری بنام "حسن . الف" بوده و علاقه شدیدی نیز مابین آنها وجود داشته است .


تحقیقات از همسر مقتول
کارآگاهان اداره دهم با اطمینان از وقوع جنایت در محلی دیگر و احتمال وقوع جنایت خانوادگی ، به تحقیق از همسر مقتول ( لیلا ) پرداختند ؛ تحقیقات از لیلا از صبح 18 مرداد ماه آغاز شد اما او در تمامی اظهاراتش منکر هرگونه مشارکت در مرگ همسرش بود تا نهایتا 4 عصر همان روز لب به اعتراف گشود و به مشارکت در قتل عمـد و مرگ همسرش اعتراف کرد .


لیلا در اعترافاتش ضمن معرفی "حسن . الف" ( 23 ساله ) به کارآگاهان گفت : "شب قتل ، من و همسرم در منزل بودیم ؛ حوالی ساعت 3 صبح 10 دی ماه سال گذشته بود که حسن به در منزل آمد ؛ بعد از اینکه من در خانه را باز کردم ، او مرا هل داد و داخل حیاط شد ؛ [ حسن ] یک میله آهنی در دست داشت و گفت : "امشب می خواهم مرتضی را به قتل برسانم" . مرتضی خواب بود ؛ من داخل حیاط ماندم و حسن به داخل [ خانه ] رفت ؛ بعد از گذشت حدود نیم ساعت ، حسن از ساختمان ( خانه ) بیرون آمد ؛ میله ای که در دست داشت ، خونی بود . از من کیسه ای پلاستیکی خواست تا [ مرتضی ] را انتقال دهد . [ حسن ] ماشینش را آورد جلوی در حیاط ؛ من هم کمکش کردم تا جسد مرتضی را داخل ماشین که [ یک دستگاه ] پراید مشکی بود قرار دهد ؛ بعد حسن خودش تمام وسایل مقتول را جمع کرد و همراه جسد برد . حدود ساعت 4صبح ، حسن از خانه ی ما خارج شد و به من گفت : "فعلا هیچگونه ارتباطی با هم نمی گیریم تا آب ها از آسیاب بیفتد ؛ بعد یک روز همراه مادرم ، برای خواستگاری به خانه تان می آییم".


دستگیری عامل اصلی جنایت :
با اعتراف صریح متهم (همسر مقتول) مبنی بر ارتکاب جنایت توسط "حسن . الف" ، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی ضمن شناسایی مخفیگاه حسن در شهرستان اسلامشهر و انجام هماهنگی با مقام قضایی ، به این شهرستان اعزام شده و در حالیکه وی قصد داشت تا با یک دستگاه خودرو پراید مشکی از محل متواری شود ، او را نیز تنها پس از چند ساعت از اعتراف لیلا دستگیر و به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند .


لیلا دروغ می گوید:
"حسن . الف" پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، صراحتا به ارتکاب جنایت اعتراف کرد اما پس از اطلاع از اظهارات لیلا مبنی بر مشارکت نداشتن در ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت : "در شب جنایت با هماهنگی که از قبل با لیلا داشتم و زمینه قتل را آماده کرده بود و عنوان داشته بود که "ساعت 02:30 شب بیا و عشقت را به من ثابت کن" ، به منزل آنها رفتم .

 

در حالیکه مقتول داخلِ خانه خواب بود ، تا ساعت 03:30 بامداد [ در داخل حیاط ] با هم صحبت می کردیم ؛ بعد به همراه لیلا وارد اتاق شدم و بالای سر مقتول رفتم و پس از مقداری کشمکش ، با چکشی که از چند روز قبل به لیلا داده بودم [ و او در خانه مخفی کرده بود ] ضربه ای به سر مقتول زدم ؛ همزمان با من ، لیلا نیز یک بالشت را روی صورت مقتول فشار می داد تا صدایش در نیاید چون پدر و مادر لیلا در منزل کناری زندگی می کردند . [ بعد از اینکه کار مقتول تمام شد ] شوکه شده بودم ؛ حتی یک لحظه می خواستم تا آنجا را ترک کنم . از لیلا مقداری پارچه گرفته و دسته و پای مقتول را بستم ؛ [ جسد ] را داخل کیسه پلاستیکی گذاشتم و با کمک لیلا ، مقتول را تا حیاط آوردیم .

 

لیلا داخل کوچه را دید ؛ کسی نبود ؛ من ماشین خودم را آوردم جلوی در [ خانه ] ؛ بعد مقتول را با همدیگر روی صندلی عقب ماشین گذاشتیم و داخل یک رودخانه انداختیم " .


سرهنگ کارآگاه حمـید مکرم ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : "با توجه به اعترافات صریح هر دو متهم ، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر اما به علت ارتکاب جنایت در شهرستان اسلامشهر ، هر دو متهم جهت ادامه رسیدگی به پرونده در اختیار پلیس آگاهی و مقام محترم قضایی شهرستان اسلاهشهر قرار گرفتند " .





دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 مرداد 1395 06:39 ق.ظ



Bahar
چهارشنبه 20 مرداد 1395 02:54 ب.ظ
سلام من همیشه وقت کنم میام به وبتون سرو میزنم و از مطالبتون نهایت استفاده را میبرم اومیدوارم هر روز پیشرفت کنید با سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر