تبلیغات
یك همراه - افسانه دختری با مژه هایی بلند
تبلیغات اینترنتی

افسانه دختری با مژه هایی بلند

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 12:22 ب.ظ

نویسنده :




افسانه ی سارای (آپاردی سللر سارانی)

در میان تپه زارهای مخملین آذربایجان در خاک فرش زردار مغان، افسانه پرشوری بوقوع پیوست که سالیان درازی به شکل فولکوریک سینه به سینه آذربایجانیان نقل گشته است. سارا (سارای) دختر پرشور و شرری بود با مژه هایی بلند و شوخ و نگاههایی نافذ و جذاب. وی با تکیه بر نیروی بزرگ عشق خویش تدبیر شجاعانه ای اندیشید که همین اراده اش، او را در میان افسانه های حیرت آمیز تاریخ آذربایجان قرار داد.
شرح کامل این افسانه در کانال زیر

 
افسانه ی سارای (آپاردی سللر سارانی )
پاكدامنی و آزادگی مهمترین عناصر شخصیتی یك دختر ترك آذربایجانی را تشكیل میدهند.این پاكدامنی و  آزادگی نمودهای بسیار زیبایی در فولكلور و فرهنگ آذربایجان داشته است.یكی از بهترین نمونه شرافت دختران ترك را میتوان در داستان سارای جستجو كرد.احتمالا بسیاری از ما فیلم یا داستان سارای را دیده یا شنیده‏ایم و یا حداقل از مضمون آن باخبر هستیم.


داستان سارای اینطور آغاز می‏شود كه در كنار رودخانه ی آرپا چایی كه در نزدیكی مرز ایران و آذربایجان جاریست در یكی از دهات نزدیك آن دختری ساری تللی(گیسو طلا) و آلا گؤز(چشم شهلا) به دنیا می آید.پدر و مادرش نام این دختر را سارای كه در تركی آذری تحلیل یافته ساری آی(ماه طلایی ) میباشد میگذارند.سارایِ داستان در طبیعت آذربایجان پرورش می یابد و دختری ماه رو میشود.بزرگان ده سارای را به پسری به نام آیدین ( خان چوبان:سر دسته ی چوپانان) نامزد میكنند.
آیدین به همراه بقیه گله را به مراتع دوردست تابستانه میبرد و  قبل از رفتن قول میدهد بعد از چند ماه که برگشت  مراسم عروسی را به پا کنند ...
او میرود اما مدتی نگذشته بود که :
 روزی چشم خان ده به سارا می‏افتد. خان ، پدر سارای را فرا میخواند و ازاو میخواهد كه سارای را به عقد او در آورد.پدر سارای كه مرد ریش سفیدی بود و به خان چوبان قول مردانه داده بود و مصداق آتاسؤزی(ضرب المثل) آذربایجانی:(كیشی توپوردوغون یالاماز) پیشنهاد خان ده را رد میكند.خلاصه از خان اصرار و از پدر انكار و در این موقع است كه خان متوسل به زور شده و او را مورد ضرب و شتم قرارداده و سارای را تهدید میكند كه در صورت سربازدن از خواسته ی خان دیگر پدر خود را نخواهد دید چون او پدرش را خواهد كشت.سارای كه به جز پدر كسی را نداشت و نمیتوانست رنج و عذابش را ببیند بر خلاف علاقه ی وافرش به خان چوبان و قولی كه به او داده بود تن به خواسته ی خان ظالم داد.


و روزی كه سارای گفت كه آماده ازدواج با خان میباشد همه از این تصمیم او متحیر شدند ولی او چاره ای جز این نداشت چون او شیر دختر ترك آذری بود و پاكدامن و سارای به دنبال خان راهی شد اما در راه تنش را به آب جاری آرپا چای سپرد و خود را جاودانه ساخت.

یكی از اشعار فولكولور و معروف آذربایجانی (آپاردی سئللر سارانی) است كه بر اساس داستان سارای ساخته شده و از سالیان دراز به اشكال مختلف سینه به سینه نقل شده و امروزه یكی از شاهكارهای فولكلوریك آذربایجان به شمار می‏رود.


گئدین دئیین خان چوبانا
گلمه‌سین بو ائل موغانا
گلسه باتار ناحق قانا
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
آرپا چایی درین اولماز
آخار سویو سرین اولماز
سارا كیمی گلین اولماز
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
آرپا چایی آشدی داشدی
سئل سارانی قاپدی قاچدی
هر گؤره‌نین گؤزو یاشدی
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
قالی گتیر اوتاق دوشه
سارا یئری قالدی بوشا
چوبان الین چیخدی بوشا
آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی



لینك عضویت در كانال تلگرام سحر ایرانی





دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 12:23 ب.ظ



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر