تبلیغات
یك همراه - انتقام دختر 35 ساله از مدیر بی معرفت
تبلیغات اینترنتی

انتقام دختر 35 ساله از مدیر بی معرفت

یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 01:32 ب.ظ

نویسنده :




انتقام دختر 35 ساله از مدیر بی معرفت


دختر 35ساله ای به اتهام سرقت از دفتر یک شرکت بیمه دستگیر شد. وی انگیزه این اقدام را انتقام گرفتن از مدیر شرکت اعلام کرد.

دختر جوان در حالی که اشک می ریخت روبروی افسر پرونده نشسته بود. او بدون مقدمه گفت : از قدیم گفته اند «خودکرده را تدبیر نیست»، من هم در شرایطی قرار گرفتم که با یک تصمیم اشتباه، آبرو و اعتبارم را از بین بردم. کاش با یک فرد آگاه و مطمئن مشورت می کردم و یا به قانون متوسل می شدم. وی به افسر کلانتری الهیه مشهد گفت: زمانی که از دانشگاه دانش آموخته شدم، اصرار داشتم تا به شغلی مشغول شوم. این در شرایطی بود که به خاطر بلندپروازی هایم نمی‌توانستم ازدواج کنم و هر کدام از خواستگارانم را به بهانه ای رد می‌کردم.  اما همه این محسنات در یک فرد جمع نمی شد، چرا که برخی از خواستگارانم از پست و مقام و یا موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار نبودند و یا زندگی مرفهی نداشتند و ... این گونه بود که نتوانستم ازدواج کنم و از سوی دیگر نیز از این که مجبور بودم، هزینه مخارج روزانه ام را از پدرم بگیرم، ناراحت بودم، تا این که با معرفی یکی از دوستانم در یک شرکت بیمه مشغول به کار شدم.

این دختر ادامه داد: دیگر از این که می توانستم روی پای خودم بایستم و درآمدی داشته باشم، خیلی خوشحال بودم.از آن روز به بعد نه تنها هزینه مخارج زندگی ام را تأمین می کردم، بلکه از حقوق دریافتی ام مبلغی را نیز به خانواده ام کمک می کردم. آن قدر غرق در کار شده بودم که دیگر حتی به ازدواج فکر هم نمی کردم و تنها تلاشم این بود که در کارم موفق شوم.چند سال به همین ترتیب سپری شد تا این که مدتی قبل با صاحبکارم دچار اختلاف شدم چرا که او حاضر نبود حق و حقوق مرا مرتب پرداخت کند و هر بار که برای دریافت حقوق اعتراض می کردم، با پاسخ امروز و فردای او مواجه می شدم.

وی افزود: در حالی که چندین ماه حقوق عقب افتاده‌ام را از صاحبکارم طلبکار بودم، او همچنان تأکید می کرد تا به کارم در شرکت ادامه بدهم. صاحبکارم اصرار داشت من همچنان در همان دفتر بیمه بمانم تا او حق و حقوق عقب مانده مرا کم کم پرداخت کند، اما من حاضر نبودم با این شرایط در شرکت او کار کنم، به همین خاطر از آن روز به بعد در محل کارم حاضر نشدم و به صاحبکارم مهلت دادم تا پولم را پرداخت کند.چند ماه سپری شد، ولی او حتی یک بار هم با من تماس نگرفت. انتظارم برای دریافت حقوق بی فایده بود تا این که با یک تصمیم اشتباه خود را به گرداب بدبختی انداختم. فکر می کردم اگر چک های او را بردارم، مجبور خواهد شد پولم را پرداخت کند. آن شب در همین افکار سیر می کردم که کلید دفتر کار را که هنوز تحویل نداده بودم از داخل کیفم برداشتم و به آرامی وارد دفتر شدم و 41برگ چک، 19عدد سکه و مبلغ 4میلیون تومان پول نقد را برداشتم و از دفتر خارج شدم. هیچ گاه فکر نمی کردم که چه اتفاقی خواهد افتاد. فقط خوشحال بودم که با این کار، می توانم طلبم را از او بگیرم اما ...




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 01:33 ب.ظ



How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:52 ب.ظ
This is my first time visit at here and i am really impressed to read all
at one place.
foot complaints
شنبه 25 شهریور 1396 01:05 ق.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your blog and wished to say that I've really enjoyed surfing around your blog posts.
After all I'll be subscribing to your feed and I hope you write again very soon!
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 08:22 ب.ظ
Appreciation to my father who informed me about this weblog,
this webpage is actually awesome.
Can you lose weight by doing yoga?
سه شنبه 31 مرداد 1396 01:02 ق.ظ
My partner and I stumbled over here different website and thought
I should check things out. I like what I see so now i am following you.
Look forward to looking over your web page yet again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر